رابطه نوروز و هنر

0 خواندن ثانیه
0
0
86

در زندگی مردمان روزگاران پیشین، چیزی به نام هنر، که تنها هنر باشد، شناخته نبوده، و هنر جدا از زندگی ، معنا و مفهومی نداشت. شکل بهتر، زیباتر و نیرومند تر هر پدیده با صفت هنر وهنری، توصیف می شد، و هنر در خوبی، زیبایی و قدرت متجلی می گردید. و این هر سه، سه معیار و سه اصل بنیادین در هنری توصیف شدن هر پدیده بود. در سرزمین ماه، و در سرزمین های حوزه فرهنگ ایرانی و دیگر سرزمین های شرقی، هنر، جایگاه اهورایی و خدایی نیز پیدا کرد. در هستی شناسی و جهان بینی ایرانی، از عرصه های سه گانه هنر، تنها قدرت و آن هم به میزانی و تا به زمانی، از آن اهریمن و نیروهای اهریمنی می توانست باشد. اما زیبایی و نیکی که دو صورت از ماهیتی یگانه اند، تنها می توانستند اهورایی و خدایی باشند…

در جهان ایرانی، آنچه که در زندگی انسان، نیک بود، از جلوه های آفرینش نیک به شمار می آمد و از زیبایی به حد کمال بهره داشت. توصیف اردویسور آناهیتا در آبان یشت نمونه برجسته ای از این گونه است، وهمه آنچه هنری بود، چنین بود. دربرابر، آنچه اهریمی بود، زشت بود، سرشت پلید داشت، و هر اندازه نیرومند بود، از زیبایی و نیکی بهره نداشت. بنابر این اهریمن و عناصر اهریمنی، نمی توانستند جایگاه هنری داشته باشند. هنر، چه در عرصه های قدسی و چه عرصه های زیستی مردمان جایی برای اهریمن وهر آنچه اهریمنی بود، نداشت. آیین ها ومراسم نیز در شکل های گوناگون خود، با یاد و برای زنده کردن و زنده نگهداشتن نیکی ها پدید آمدند. در هیچ آئینی، بدی و زشتی را پاس نداشته اند. اصل و بن همه آیین ها نیایش و ستایش زیبایی و نیکی و آرزوی دور داشتن زشتی و پلیدی است. ماه و خورشید هم ، این آئینه می گردانند. چرا که پدید آوردنده نورند و زدانیده تاریکی، که نهفتن گاه زشتی و پلیدی است. حتی در پاره ای باورهای کهن مردم ما، « ماه» به این لحاظ که دنیای تاریکی را روشن می کند از خورشید ارجمندتر است. و آتش نیز چنین جایگاهی دارد و شمع و چراغ و هر آنچه که زداینده تاریکی، است و همه آیین هایی که بر این پایه برپا می شوند. بنابر این بن مایه و جانمایه نیکی، که زیبایی را نیز در خود نهفته دارد، وجه مشترک هنرها و آیین ها است. از این رو همیشه ، هنرها در قالب آیین های گوناگون سوک و سور، نیایش ، شکر گزاری، گذار و جز این ها، رخ می نمایند، و رسم و آیین هر اندازه فراگیرتر و بزرگتر باشد وهر اندازه با عرصه های گوناگون زندگی بیشتر پیوند بخورد، و با رابطه های انسان و محیط در عرصه های طبیعی، انسان ساخت، فراطبیعی بیشتر مربوط باشد،زمینه های بروز هنر، در آن بیشتر است و ظرفیت بیشتری برای بروز هنرها دارد. نوروز چنین بود، و چنین هست. نوروز، در سرزمین ما و در تاریخ ما و در همه سرزمین هایی که مردمانش با ما تبار مشترک و جهان بینی و آیین های مشترک و همسان دارند و جشن آفرینش انسان و باز آفرینی طبیعت و جشن بزرگ شگفتگی و نوزایی بوده است و هنوز هم هست. در نوروز هر کس می خواهد تا آنجا که در توان دارد، در هر چیز ودر هر کار بهترین ها را پدید آورد، و نیکی ها را در بهترین و زیباترین قالب و با بهتریم آرزوها، بنمایاند. و چنین بود که نوروز با زایش هنر توام شد. و چنین بود که هنرهایی از گونه نمایش، موسیقی، آواز، سخنوری، شعر ، سرود، نگارگری وهنرهای دستی، چه در سطح محلی و چه در سطح ملی در گستره جهان ایرانی همه ازنوروز متاثر بودند و در کنش متقابل خود با نوروز، بر آن اثر داشته اند و در استمرار نوروز تا به زمانه ما، همچنان با آن همراهند

بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
بارگذاری در مقالات اطلاعات عمومی و گوناگون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی

راه برون رفت از مشکلات خوزستان تغییر نگرش است

 علی رضا ایزدی شامگاه شنبه در نشست کارگروه فرهنگ، گردشگری و ورزش در اداره کل ورزش و جوانان…